143
گوشت آنها بخوريد و گرسنۀ فقير را هم اطعام كنيد.»
پس از اينكه ابراهيم عليه السلام بهدستور خداوند از ساختن خانه فراغت يافت و فرمانِ تطهير بيت را از سوىِ خدا دريافت كرد، خدا به او دستور داد كه با صداىِ بلند به مردم ندا درده تا مناسك حجّ بهجا آرند و قصد خانه كنند و همانطور كه على عليه السلام و ابنعباس گفتهاند خِطاب فعلِ «اَذِّن» به ابراهيم است. سياق عبارت هم ايجاب مىكند كه مخاطب، ابراهيم عليه السلام باشد و نه حضرت رسول صلى الله عليه و آله .
منظور از «منافع» چيست؟
پس از اعلام حج در آيۀ بعدى، خداوند منافع حجّ را برمىشمارد و مىگويد:
تنها فيوضاتِ معنوى نصيب نمىشود، بلكه سودهاى مادّى هم دارد؛ يعنى اگر اعلام كنى بهسوى تو مىآيند تا منافع خود را ببينند.
كلمۀ «منافع» در آيه، نكره است و به صورت جمع و بهطور مطلق ذكر شده است پس بنابراين از لحاظ فنّ معانى، افادۀ عموم مىكند و مىتواند هم منافع دنياوى را شامل شود كه حوائج گوناگون و نيازمندىهاى همگانى را دربر مىگيرد؛ چه، اقوام مختلف گِرد مىآيند، اقوامى كه معبود همهشان يكى است و افكار همه يكسان است. قبلۀ همه كعبه است. وحدت فكرى دارند. وحدتِ كلمه دارند. درنتيجۀ اتّحاد مىتوانند در حلّ مشكلاتِ اقتصادى يكديگر ياور هم باشند و مشكلات همديگر را حلّ كنند و درنتيجه بهرههاى مادّى نصيب ملّتهاى گوناگونِ