220ولى بىفرش.سر و صداها پيرامون ما برخاست كه:اين چيست؟ چگونه بنشينيم،چگونه بخوابيم و...وضع عجيبى بود.رنج آور بود كه به خاطر نبودن وسايل راحتى،اين بگو مگو شنيده شود!؟ وسايلى كه در پاكى آن سرزمين وقداست آن شب،هيچ تأثيرى نداشت،ولى بحمد اللّٰه آن شب توانستيم به طور غير مستقيم،در چادر فضاى معنوى دعا و نيايش ايجاد كنيم.چيزى نگذشت كه با زير انداز،چادر مفروش شد.گر چه زيراندازها سبب راحتى جسم بود،ولى احساس كردم كه به خاطر واقعيّت زندگى، مورد علاقه است چرا كه يادآور حرص انسان به زندگى آسوده و استفاده از وسايل مادّى است. 1