193سال 51 كه عازم مكه بود و با ابوالعباس نوفلى همسفر شد،وقتى به محل احرام رسيد،رفت غسل كند،براى احرام بستن،سيلى در درّه جارى شد و او را برد و غرق شده از دنيا رفت،قبل از اينكه حج پنجاه و يكم را انجام دهد و در سياله كه اولين منزل از مدينه به مكه است،دفن شد. 1
به نيابت از معصومين عليهم السلام
موسى بن ابوالقاسم مىگويد:به حضرت جواد عليه السلام عرض كردم:كه من تصميم دارم از طرف شما و پدرتان طواف كعبه نمايم،ولى بعضى مىگويند كه از براى اوصيا طواف كردن جايز نيست.امام عليه السلام فرمود:بلكه طواف كن و هر چه مىتوانى اين كار را انجام بده كه جايز است.
موسى مىگويد:پس از سه سال بار ديگر به محضر آن حضرت شرفياب شدم و عرض كردم:مولاى من! چند سال پيش از شما اجازه گرفتم تا براى شما طواف كنم،بر دلم چيزى گذشت و عمل كردم.امام فرمود:چه گذشت؟ عرض كردم يك روز را اختصاص به رسول خدا صلى الله عليه و آله دادم.(در اين بين حضرت جواد تا اسم پيامبر را شنيد سه مرتبه فرمود:
«صلَّى اللّٰه على رَسولِ اللّٰه»).
روز ديگر را براى اميرالمؤمنين عليه السلام و روز بعد امام حسن و بعد امام حسين تا دهمين روز كه براى شما طواف كردم.در ادامه صحبت عرض كردم:اى آقاى من! ولايت اين بزرگواران را دين خودم قرار دادهايم.
امام عليه السلام فرمود:در اين هنگام متدين به دينى شدى كه خداوند غير آن را از بندگانش نمىپذيرد.عرض كردم گاهى براى مادرت حضرت فاطمه عليها السلام