151بود.من به آن جوان گفتم:چرا لبيّك نمىگويى؟ جواب داد:اى شيّخ! لبيّك گفتن شخص را بىنياز نمىگرداند از گناهانى كه مقدمتاً به عمل آورده و جرايمى را كه در نامۀ عملش نوشته شده است.مىترسم همين كه لبيّك گويم،صدا در آيد:«لالبيّك ولاسعديك،كلام تو را نمىشنوم و به نظر رحمت بر تو نمىنگرم».اين را گفت و رفت.او را نديدم مگر در منا در حالى كه مىگفت:«پروردگارا! مردم قربانى كرده و بردرگاهت مقرّب شدند و مرا چيزى نيست كه به آن سبب به درگاه تو بيايم،غير از جانم،اين را از من قبول كن».پس از آن فريادى كشيد و برافتاد و روح از بدنش مفارقت كرد. 1
جلوه بر من مفروش اى ملك الحاج كه تو
خانه مىبينى و من خانه خدا مىبينم