59كه پشت سرش تنگه و دو طرف راست و چپ كوه و از قسمت جلو در خط جبههاى به طول 200-300 متر آمادۀ روبهرو شدن با دشمن.
پيامبر صلى الله عليه و آله اگر صف مقدم را وسيع انتخاب مىكرد 700 نفر نمىتوانستند در مقابل چهار هزار نفر ارتش كاملاً مسلح و با تجهيزات كامل مقاومت كنند. وانگهى ارتش اسلام دفاع مىكرد و ارتش دشمن هجوم، بنابراين خط مقدم دفاع بايد هر چه كمتر باشد تا دشمن نتواند با امكانات خود يورش آورد. رسول خدا صلى الله عليه و آله پيشبينى كرده كه اگر طول خط اول كم باشد ارتش دشمن مجبور است تعداد محدودى از سران خود را براى جنگ جلو بفرستد و آنها هم به دست حضرت على عليه السلام و حضرت حمزه و ساير دلاوران اسلام از پاى در مىآيند و تزلزل در سپاه دشمن به وجود مىآيد و آنهايى هم كه در پشت خط هستند، بدون اين كه جنگى كرده باشند، متزلزل مىشوند و فرار مىكنند.
اينها فقط حدس و گمان است. ولى به حقيقت نزديك و همين طور هم شده است. بعد از اين كه ارتش مدافع اسلام اولين هجوم سپاه كفر را در هم شكست، تزلزل در ارتش ابوسفيان ايجاد شد و آنها پا به فرار گذاشتند.
در اين جا دو احتمال به نظر مىرسد اول اين كه گروه خالد پياده از دره بالا آمده باشند و از پشت حمله كرده باشند و يا اين كه پس از فرار دشمن و تعقيب آنان نيروى سواره خالد دماغه كوه را دور زده باشد و به سپاه اسلام كه همچنان در تعقيب دشمن و در حال جمعآورى غنائم بودند حمله كرده باشد.
حدود 25 دقيقه است كه عميقاً در فكر فرو رفتهام و صحنۀ جنگ 1400 سال قبل را در نظرم ترسيم مىكنم. عجب دنيايى است. چه زود