48- خوب ايراد ديگر چه بود؟
- «ص» صراط الذين را هم خوب ادا نكردى. بايد بگويى صِراطَ الّذين.
- حاجآقا، من هم كه همين طور گفتم.
- نه شما گفتيد صُراطَ الذين!
خوب تكليفم روشن شد.
سريع از حاجآقا خداحافظى كردم و به اتاقم رفتم. پيش خودم گفتم هر چند مىدانم قرائتم اصلاً با عربها مطابقت ندارد، حالا كه ايشان لطف كردهاند فقط كلمات «ايّاكَ» و «صِراط» را ايراد گرفتهاند، من هم خودم را به همين دلخوش مىكنم. به اميد رحمت الهى.
تازه به اين فرض هم كه باشد، من 50 سال است كه نماز مىخوانم.
ماشين حساب جيبىام را در آوردم و حساب كردم:
182/500 \ 2*5*365*50 سال. لابد حدود 7500 بار هم نمازهاى آيات، عيد فطر، عيد قربان و غيره. پس من حدود يك صد و نود هزار بار آن كلمات را اشتباه خواندهام.
البته در يك كلام من 50 سال نماز اشتباه خواندهام. ولى خودم را به كوچه على چپ زدم و فقط «ايّاكَ» و «صِراطَ» را حساب كردم!
بله با اين نيت و با اين دلخوشى خودم را به مسجدالنبى صلى الله عليه و آله رساندم.
تمام فاصلهها را دويدم، شايد همين هم كمكى به قبول توبهام كند! آخر خود خدا هم دنبال بهانه است كه بندهاش را ببخشد. من نمىدانم اين حرف را به چه دليل و چه جرأت مىگويم.
از هتل به طرف مسجد دويدم، سريع هم دويدم تا عرق بريزم و نفس نفس بزنم. مستقيماً به طرف ستون توبه رفتم. كمى بىملاحظه و بىمحابا