206
حاجى2:
همه را در عبادت مىبينم
هر شب و بدون استثناء خانهى خدا و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله را در خواب مىبينم و تمام افرادى كه از كوچكى آنها را مىشناختم، در حال عبادت مىبينم، مخصوصاً افراد سيّد را. برخى افراد را در حال دعا و طواف مىبينم كه سالهاست آنها را فراموش كردهام.
حاجى3:
رودى عظيم كعبه را دور مىزد
خواب ديدم از طرف صحراى عرفات رودخانهاى عظيم و پرآب به طرف خانهى خدا جارىست و اين رود عظيم خانهى خدا را دور مىزد و به درّههايى كه دهانهشان به طرف خانهى خداست، جريان مىيافت و ساكنين درههاى مذكور اغلب سيّد بودند.
به حرم امام حسين(ع) رفتم
حاجيه خانم 4: به حرم امام حسين عليه السلام رفتم
از بقيع و گنبد خضرا و اطراف مسجدالنبى صلى الله عليه و آله و مسجدالحرام عكس گرفته بودم. در اين آخر، شرطهها دوربين ما را گرفتند و فيلم را سياه كردند. دلم شكست و خيلى گريه كردم. شب خواب ديدم كه در حرم امام حسين عليه السلام هستم. امام حسين عليه السلام و يك نوجوان مريض احوال، به طرف من آمدند. من نوجوان را در آغوش گرفتم و در حالى كه او در آغوشم بود؛ حضرت امام حسين عليه السلام كنار گوشههاى حرم مطهرش را به من نشان دادند.
حاجى5:
گنجينه اسرار بود
حق تعالى گر سموات آفريد