199شلوغى، آلودگى، نداشتن فرصت براى فكر كردن باشد. در عرفات كه سرزمين عرفان است قصر و كاخ ساخته شده و...»
فكر كردم شايد مرا با يكى از روحانيون كاروان عوضى گرفته باشد، لذا گفتم: كاش كه اين مشكل را با يكى از برادران روحانى در ميان مىگذاشتى. من هم همين مشكل شما را دارم. اين مشكل شما تنها نيست، مشكل همه است. ما همه نگران اعمالمان هستيم كه صحيح انجام شود، لذا فرصت فكر و انديشه نداريم.
حاجيه خانم در حالى كه مىگريست، ادامه داد: «غار حرا و غار ثور را از توى ماشين به ما نشان دادند! بهتر است خودمان چند نفرى يك مينىبوس بگيريم و برويم غار را از نزديك زيارت كنيم. غار حرا، جاى نزول وحى است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مدتها در آن جا رياضت كشيدهاند، حالا نمىشود كه ما آن را نبينيم.»
گفتم: راه نسبتاً سخت است و آن بالا هم شلوغ و رفتن توى غار و نماز خواندن در روز براى خانمها تقريباً غير ممكن است، مگر اين كه ساعت 12 شب تا ساعت 4 صبح آن جا باشى تا بتوانى داخل غار شوى و نماز بخوانى. حالا هم اگر مدير كاروان اجازه دهند و غير از شما حداقل يك زن و شوهر هم بيايند، حاضرم به عنوان راهنما در خدمت شما باشم.
حاجيه خانم همان روز به مدير كاروان مراجعه كرد. مدير كاروان مشكلات بالا رفتن از كوه مخصوصاً براى خانمها را به ايشان تذكر داد. به دكتر كاروان مراجعه كرد. دكتر اظهار داشت كه چون بنيهاش ضعيف است، اگر بالاى كوه برود، دچار مشكل مىشود. به روحانى كاروان مراجعه كرد روحانى هم گفته بود كه رفتن غار حرا جزو واجبات نيست و صلاح نيست كه يك خانم در تاريكى شب آن جا برود.