217با شمشير او كشته خواهند شد و لوبىها (ليبيايىها) با آتش و لهيب او آتش خواهند گرفت». 1
البته اين پيشگويى تصويرى را از «منجى» ارائه مىدهد كه خيلى نزديك است به آنچه در كتب يهودى وجود دارد، او مردى است جنگجو و دلاور، اما در عين حال عدل و صلح را از طريق جنگ برپا مىكند و اين صلح صرفاً مخصوص امت خويش - مردم مصر - است كه اسطورهها آنها را بهعنوان «اهل زمين» معرفى كردهاند.
از اين گذشته، چهرۀ ديگرى از «منجى» در تمدن يونانى، همراه با ظهور اسكندر 2 آشكار مىشود، اما مصر عملاً، پس از حكومت فراعنه، در ترسيم و تكميل اين چهره، تاحدود زيادى سهيم بود. خودِ اسكندر نيز در دوران پرآشوب سياسى و اجتماعى كه بر عشيرۀ بدوى او نيز در مقدونيۀ كشور يونان سايه افكنده بود، ولادت يافت و اين دوره توأم با رواج كشتار و بىبند و بارى جنسى و اخلاقى در بين آنان بود، تا آنجا كه موضوع صحتِ نسب و انتساب او به پدرش «فيليپ» شك و ترديدهاى زيادى بهوجود آورد، در عين حال مادرش «اولمبياس» مدعى شد كه پدر حقيقى اسكندر همان خداى آمون است كه معتقد بود شوهرش مىباشد و اين موضوع را مدام به اسكندر تلقين مىكرد، لذا هنگامى كه اسكندر وارد مصر شد، كاهنان خداى آمون، تلاش كردند اين توهم را در روح و روان اسكندر راسخ كنند.