166زمين آيات و نشانههايى براى اهل يقين وجود دارد، همچنين در وجود خود شما (نيز آياتى است) آيا نمىبينيد؟».
آدمى نيازمندىهاى فطرى فراوانى دارد و دين به اين نوع نيازها پاسخ مىگويد، از اينرو هيچ جامعۀ انسانى را نمىتوان يافت كه تهى از اعتقادات دينى باشد، تا آنجا كه انديشۀ سكولاريسم مبتنى بر اين حقيقت است كه دين ساخته و پرداختۀ دست بشر است كه براى برطرف كردن احتياجات خود، آن را بهوجود آورده، در حالى كه درست آن است كه از طريق اين حقيقت به وجود خالق متعال پى ببرند، براى اينكه اوست كه انسان را آفريد و آن فطرت را در وجود او قرارداد: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ »؛ 1 «پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن. اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين است آيين استوار، ولى اكثر مردم نمىدانند.»
اينك ايدۀ خودم را پيرامون موضوع مهدويت (با تأكيد بر تجربهاى كه در سودان داشتيم)، از طريق هفت محور ارائه مىدهم:
در محور اول پيرامون وضعيت بشر و نياز به منجى را بررسى خواهم كرد؛ و در محور دوم درباره نياز انسان به دين در جوامع بشرى سخن خواهم گفت؛ و در محور سوم راجع به منجى در اديان ذكر خواهم كرد؛ و در محور چهارم موضوع مهدويت در اسلام را مورد بررسى قرار خواهم