92صاحب تذكرة المتقين تشبيه جالبى دارد از براى بيرونآوردن لباس دنيوى و پوشيدن لباس احرام. او گويد:
«بارى چون به ميقات رسد، لباس خود را درآورد در ظاهر و ثوب احرام بپوشد و در باطن قصدش اين باشد كه از خودش خلع كرده لباس معصيت و كفر و ريا و نفاق را و پوشيد ثوب طاعت و بندگى را و هم چنين ملتفت باشد كه هم چنان كه در دنيا خداى خودش را به غير ثوب زىّ خود و عادت خود، غبارآلود و سربرهنه و پابرهنه ملاقات مىكند، هم چنين بعد از مردن خواهد ملاقات كرد عمّال خداى خود را به كمال ذلّ و انكسار و عريان. در حال تنظيف، بايد قصدش تنظيف روح باشد از شرك معاصى و به قصد احرام هم، عقد توبۀ صحيح ببندد؛ يعنى، حرام كند بر خود به عزم و ارادۀ صادقه كلّ چيزهايى را كه خداوند عالم، حرام نموده بر او كه ديگر بعد از مراجعت از مكّه معظمه پيرامون معاصى نگردد». 1
شيخ ابوالقاسم قشيرى گويد:
«موسى، اندر بنىاسرائيل قصه مىگفت، يكى برخاست و پيراهن بدريد. خداى تعالى وحى فرستاد به موسى كه گو: دل بده براى من، نه جامه!» 2 و حال اى زائر حرم الهى، تعويض و درآوردن لباس كافى نيست؛ بلكه بايد دلت را نيز عوض كنى و با قلبى صاف و روحى بدون آلايش، به ملاقات آن عزيز بشتابى. امام سجاد عليه السلام نيز به شبلى فرمودهاند: «آن گاه كه به ميقات فرود آمدى و جامههايت را درآورده، غسل احرام كردى و خواستى لباس احرام بپوشى، آيا چنين نيّت كردى كه لباس گناه را از