73مضايقه نكند و نه چنان سيرش بكند كه جلو او را نتواند بگيرد و ياغى و طاغى شود، نه چنان گرسنگى به آن بدهد كه ضعف بر او مستولى شود و از كار عبادت باز ماند. خيرالامور اوسطها، افراط و تفريط آن مذموم است». 1
حجت الاسلام غزالى، مركب را به تابوتى تشبيه كرده و گفته است:
«و چون بر جمازه (شتر تندرو) نشيند، بايد كه از جنازه (تابوت) ياد كند كه به يقين داند كه مركب وى در آن سفر خواهد بود و باشد كه پيش از آنكه از جمازه فرود آيد، وقت جنازه درآيد، بايد كه اين سفر وى چنان باشد كه زاد آن سفر را بشايد». 2
حال كه حاجى عزم راه دارد و سوار بر مركب شده و يا از آن پياده گرديده و به سوى ميقاتها و امكنه مقدس حركت مىكند، چه بايد بكند؟ چگونه بايد برود؟ چسان حركت كند؟ و...
عالم ربّانى علّامه مولى مهدى نراقى رحمه الله در اين باره مىنويسد:
«[ حجگزار] ژوليده موى و گردآلود باشد و خود را زينت و آرايش نكند و به اسباب تفاخر و خودنمايى و برترى جويى مايل نشود، تا نام وى در ميان متكبّران ننويسند و از دفتر ضعيفان و مسكينان نزدايند و اگر تواند پياده رود؛ خصوصاً بين مشعرها (از مكّه به عرفات و از عرفات به مشعر و از مشعر به منا) و در خبر است: «افضل عبادات پيادهرفتن است». و سزاوار است كه انگيزۀ پيادهروى، كم كردن خرج نباشد؛ بلكه رنجبردن و رياضت كشيدن در راه خدا باشد و اگر مقصود او صرفه جويى و تقليل خرج با وجود توانگرى باشد، سوارى افضل است.