71امرى رفيع الشأن عظيمالقدر؛ يعنى، زيارت خانۀ خدا كه او را مرجع مردم قرار داده[ است] ». 1
مركب
آمدم تا خويش را برلا و برالّا زنم
(فيض كاشانى)
[ حجگزار] چون بر مركب [ و وسيله نقليه ] سوار مىشود، خدا را بر اين نعمت شكر گزارد كه چهارپايان [ و آهنآلات و ماشينها] را مسخّر بشر گردانيده تا بارها [ و خود او] را به شهرها [ و كشورها] حمل كنند كه اين را بشر جز با مشقّت بسيار به آنها نمىرسيد و آن گاه به ياد مركبى بيفتد كه براى سفر آخرت بر آن سوار مىشود؛ يعنى، همان تابوتى كه به وسيلهاش جسدها را حمل مىكنند. بسيار عجيب است حال كسى كه براى سفرهاى مشكوك دنيا - كه تحقّق آنها حتمى نيست - خود را آماده مىكند؛ ولى براى سفر حتمى آخرت، آماده نيست؟! 2
آرى، سزاوار است كه آدمى ديدۀ بصيرت خويش را باز كند و با معرفت بهترى به اين سفر بپردازد. تمام حركات و اعمال انسان در حج، مىتواند براى او درس عبرتى باشد كه روشنىبخش فرداى دلهرهآور گشته