18
خاصه كسى كه عاشق سلطان ما بود
يعنى: اى قرار گرفته در شهر انسانيت و مقيم گشته در ديار طبيعت حيوانيت و از كعبۀ وصال و طلب مشاهدۀ جمال ما بىخبر مانده! چند در اين منزل بهيمى مقام كنى و پاى بستۀ إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِكُمْ وَ أَوْلاٰدِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ 1 باشى؟برخيز و اين بندها همه بگسل و زن و خان و مان را وداعكن:
هرچه غير حق تو را خوب و خوش است
آدمى خوارست و عين آتش است
و دل كه نظرگاه خاص ماست از آلايش تعلّقات ايشان پاك ساز:
دل ز امل دور كن زانكه نه نيكو بود
(خاقانى)
و قدم از اين منازل و مراحل خوش آمدۀ دنياوى، بيرون نه و به باديۀ نفس امّاره، قطع كن، و چون به احرامگاه دل رسى، به آب انابت غسلى كن، و از لباس كسوت بشريت مجرّد شو، و احرام عبوديت در بند، و لبّيك