133است كه در برابر يكديگر و در جنب مسجدالحرام قرار دارند. او بين اين دو كوه را هفت بار مىپيمايد و به اصطلاح سعى بين صفا و مروه را به جاى مىآورد. اين عمل يكى از نمودهاى عينى تواضع، فروتنى، عبوديت و بندگى انسان است و در آن جاست كه صفتهاى ناپسندى چون كبر، غرور و خودكامگى به كنارى نهاده مىشود و فضايل اخلاقى همچون تقوا و پارسايى شكوفا مىگردد.
غزّالى در كتاب كيمياى سعادت نويسد:
«و اما سعى بدان ماند كه بيچارگان به درگاه ملوك شوند و گرد كوشك (قصر) ملك مىگردند تا فرصت يابند كه حاجت خويش عرضه كنند و در ميدان سراى مىشوند و مىآيند و كسى را مىجويند كه ايشان را شفاعت كند و اميد مىدارند كه مگر ناگاه چشم ملك بر ايشان افتد و به ايشان نظرى كند و ميان صفا و مروه مثل آن ميدان است». 1
مولىٰ محسن فيض كاشانى نيز گويد:
«سعى ميان صفا و مروه در محوّطۀ خانۀ كعبه، شبيه آمد و شد پياپى بندهاى به دربار پادشاه است، تا اخلاص خود را در خدمت اظهار كند، باشد كه مورد عنايت و رحمت قرار گيرد؛ چه او مانند كسى است كه بر پادشاه وارد و سپس از نزد او خارج شده، در حالى كه نمىداند، پادشاه دربارهاش چه فرمانى صادر خواهد كرد. آيا مورد قبول سلطان قرار خواهد گرفت، يا رانده و مردود خواهد شد؟ از اين رو پيوسته به درگاه پادشاه رفت و آمد مىكند و اميدوار است كه اگر در نوبت نخست مورد ترحّم قرار نگرفته، در نوبت دوّم مشمول رحمت قرار گيرد.