73از ميان ماهها، ماه رمضان، و از شبها، «شب قدر»، اهمّيت خاصّى دارد. اين شب را بايد زنده نگهدارى، احيا كنى، از شام تا بام، بيگانه با خواب باشى و ناآشنا با غفلت.
با ياد خدا و «ذكر» و «دعا» و مناجات، به صبح آورى، وضعيّت خود را تحليل كنى، كه كيستى؟ چيستى؟ در كجايى؟ چه مىكنى؟ كجا مىروى؟ هستى ولى «چگونه»؟
اگر در شب قدر، سرنوشتها تعيين مىشود، خودت نيز در اين تعيين سرنوشت، سهيم و شريكى، بسته به اين است كه «امشب» چه بخواهى و چگونه بودنى را «انتخاب» كنى و كدام «قدر» و ارزش را براى خود «مقدّر» نمايى.
وقتى كه تو در چنگ غفلت و بىخبرى و نسيان و خود فراموشى و خدافراموشى اسيرى، و نمىخواهى وضعيّت خود را در رابطه با خالق و معاد و حساب و كتاب، روشن كنى، چگونه مىتوانى اميدوار رحمت، در اين شب، سلام و تحيّات و بركات الهى را بر تو نازل كند؟..
فيض حق، امشب به در خانهات مىآيد، بايد تو بيدار شوى كه در به رويش بگشايى. لحظهاى غفلت سبب مىشود محروم شوى.
شب قدر، از هزار ماه، بهتر است، و تنها همين يك شب هم، شب قدر است.
به قول سعدى:
«شبها اگر همه قدر بودى، شب قدر، بىقدر بودى» 1