67مهيب و وحشت آورى آورد، او گفت مسلمانان كمين و پناهگاهى ندارند ولى شترانى را ديدم كه براى شما از مدينه، مرگ را سوغات آوردهاند. سپس افزود:
گروهى را ديدم كه جز شمشيرهاى خود پناهگاهى ندارند. تا هريك از آنها يك نفر از شما را نكشند كشته نخواهند شد. هرگاه به تعداد خودشان از شما كشتند ديگر زندگى چه سودى خواهد داشت؟ تصميم نهائى را خود بگيريد. 1«واقدى» و مرحوم «مجلسى»، جملۀ ديگرى را نيز نقل فرمودهاند و آن اينكه: نمىبينيد كه خاموشند وحرف نمىزنند و تصميم و اراده از قيافه آنها مىبارد، همچون افعىهاى كشنده زبانهاى خود را در اطراف دهان گردش مىدهند؟ 2
چيزى كه جنگ را قطعى ساخت
«اسود مخزومى»، مرد تندخويى بود. چشمش به حوضى افتاد كه مسلمانان ساخته بودند. پيمان بست كه يكى از اين سه كار را انجام دهد: يا از آب حوض بنوشد، يا آن را ويران كند، و يا كشته شود. او از صفوف مشركان بيرون آمد و در نزديكى حوض، با افسر رشيد اسلام،