116ماذا تظنون؟! يعنى: چه مىگوئيد و در بارۀ من چگونه فكر مىكنيد، مردم بهت زده و حيران و بيمناك، همگى با صداى لرزان و شكسته روى سوابق و عواطف بزرگى كه از پيامبر داشتند، گفتند: ما جز خوبى و نيكى چيزى در بارۀ تو نمىانديشيم؛ ترا برادر بزرگوار خويش؛ و فرزند برادر بزرگوار خود مىدانيم. پيامبر كه بالطبع رؤف و مهربان و باگذشت بود وقتى با جملههاى عاطفى و تحريكآميز آنان روبرو گرديد؛ چنين گفت:
من نيز همان جملهاى را كه برادرم يوسف به برادران ستمگر خود گفت؛ بشما مىگويم: لاٰ تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّٰهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ ؛ «امروز بر شما ملامتى نيست. خدا گناهان شما را مىآمرزد، او ارحمالراحمين است.» 1
پيامبر عفو عمومى اعلام مىكند
پيامبر عفو عمومى را به شرح زير آغاز كرد و گفت: شما مردم هموطنان بسيار نامناسبى بوديد. رسالت مرا تكذيب كرديد و مرا از خانهام بيرون ساختيد، و در دورترين نقطهاى كه به آنجا پناهنده شده بودم، با من به نبرد برخاستيد، ولى من با اين جرائم، همۀ شماها را مىبخشم و بند بردگى را از پاى شما باز مىكنم و اعلام مىنمايم كه:
«اذهبوا فأنتم الطلقاء» ؛ «برويد دنبال زندگى خود، همۀ شماها آزاديد.» 2