82قتل آن حضرت تا هجرت به مدينه و از آن پس جنگهاى پياپى و شهادت ياران و زندگى زاهدانه و پرمشقت پيامبر، هر يك فصلى ازمصيبتها وآلام رسالت محمدى صلى الله عليه و آله استكه خداوند به موجب هر يك از آنها رسول گرامى خود را به صبر و استقامت فرا مىخواند و نيز پيروان آن حضرت را كه رنج و رسالت تمام شدنى نيست تا به دوران پرمحنت زندگى اهلبيت مىرسد و زندانها و شهادتها و تبعيدها و محروميتها و محدوديتها كه تداوم همان رنجهاى رسالت است و صبر و پايدارى در برابر آنها يادآور صبر و استقامت رسول خدا، كه از پيش، اهلبيت را به تحمّل آن شدايد فرا مىخوانده و از آنچه در راه ايفاى نقش رهبرى بايد براى آن آماده باشند، خبر داده بود. در اين راستا قرآن كريم نيز خاطر نشان مىسازد كه امام خلق شدن صبر و يقين را مىطلبد:
وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا وَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يُوقِنُونَ 1 و صبر در اينجا به معناى شكيبايى در برابر ناملايمات و تحمّل سختىها در انجام مسؤوليت هدايتگرى است و چنين است مسؤوليتپذيرى عالمان دين، كه بايد خود را براى رنجهاى تبليغ و دعوت آماده سازند و رؤياى رفاه و لذت را از سر بهدر كنند و اين اشتباه بزرگى است كه وارثان پيامبران تصور كنند همه چيز بر وفق مراد خواهد بود و پذيرش مسؤوليت هدايت و تبليغ به معناى اغتنام فرصت براى منافع مادى است.
رسول گرامى ضمن بيان مشقتهايى كه در دوران رسالت ديد، مىفرمايد:
«من در حالى در راه خدا ترسانده شدم كه هيچكس چنان ترسانده نشده بود و در راه خدا آزار ديدم كه هيچ كس نديده بود و گاهى بر من سى شب و روز مىگذشت در حالىكه من و بلال خوراكى كه يك نفر بخورد، جز آن مقدار كه زير بغل بلال