55دشمنانى را كه از روى علم و عمد و يا جهل و نادانى مانع تراشى مىكنند، بشناسد و به چاره جويى بپردازد.
در خصوص سازمان تبليغىِ منظم در دورۀ خلفاى فاطمى در مصر و مغرب (397 - 567) گزارشهاى شايان توجهى در تاريخ به ثبت رسيده است. خلاصه، بر اساس نقل كتب تاريخ، تبليغات در اين دوره بدينگونه بوده كه خلفاى فاطمى براى دعوت به دين، شخصى را بر مىگزيدند كه داراى علم و فضيلت و صاحب فصاحت و بلاغت و كاردان در مناظره و مباحثه بود. اين شخص برگزيده را «باب الأبواب» مىناميدند كه بر تمام تقسيمات كشورى كه جزائر دوازدهگانه ناميده مىشد، فرمانرواى فرهنگى بود. اين جزاير عبارت بودند از: «عرب، ترك، بربر، زنگبار، حبشه، خزر، يمن، فارس، روم، هند و صقالبه». 1
منصب بابالابواب، كه بالاترين منصب پس از امامت بود، در هر جزيره حجتى مقرر مىداشت كه بر تمام داعيان آن جزيره ناظر و آمر بود و نيابت امامت را به عهده داشت. براى هر حجتى در هر جزيره داعيانى مقرر بودند كه مردم را تبليغ مىكردند و كسانى كه وارد جرگه دعوت مىشدند، پس از دادن عهد و ميثاق به آنان تعليم مىدادند، براى هر داعى، اشخاصى مقرر بودند كه مردم را دربارۀ عقايدشان تشويق و راهنمايى مىكردند؛ بدينگونه، هيچ شهرى خالى از مبلّغ نبود. 2
دعوت فاطميان به مذهب شيعه، بعد از فتح مصر، به دست رييس تبليغات، كه از رؤساى درجۀ اول و رجال بزرگ موظفين بود انجام