43تولستوى مىگويد: «كار هنر اين است كه آنچه را در قالب استدلال و تعقّل نامفهوم و دور از دسترس باقى مىماند، مفهوم سازد و در دسترس همگان قرار دهد.» 1
هِگِل گويد: «هنر همين همانندسازى تصوّر است كه توأم با دين و فلسفه وسيلهاى براى به وجودآوردن شعور و بيان عميقترين مسائل انسانى و عالىترين حقايق باشد.» 2
فيخته، هنر را چنين تعريف مىكند: «هنر ظهور و بروز روح زيبا است و مقصدش تعليم و تربيت است. مقصود از اين تربيت نه تنها تعليم عقل، كه كار دانشمند است، نه فقط تعليم دل كه كار واعظ اخلاقى است، بلكه تربيت سراسر وجود انسان است.» 3
فلاسفه و دانشمندان، بهويژه زيبايى شناسان در تعريف هنر بسيار سخن گفتهاند كه از موضوع اين مقال بيرون است و تنها به چند نمونه بسنده شد تا شمهاى از تعريف هنر را بازگويد.
چنانكه گفتيم، مبلّغ بههنر تبليغ نيازمنداست واگرقرارباشد تبليغ بهخوبى انجام گيرد از فنون هنرى بىنياز نيست كه بعضى از اين فنون، از راه مطالعه و تحقيق قابل شناخت است و بعضى در تجربه و عمل بهدست مىآيد همچنانكه استعدادهاى ذاتى افراد دراين امر زمينه بالقوهاى است كه بايد پرورش يابد. 4