90خدايا! به من نعمت زياد عطا فرمودى و مرا شكرگزار آن نيافتى، مرا مبتلا كردى و صابر و شكيبا نيافتى، امّا به خاطر ناسپاسى، از من سلب نعمت نكردى و چون شكيبايى لازم را نكردم، به شدّت ابتلا و گرفتارى من نيفزودى، خدايا! از كريم جز كرامت و بزرگوارى سزاوار نيست. 1
2- گريه امام سجّاد عليه السلام
داستان مناجات و گريه و زارى امام زينالعابدين عليه السلام در كنار كعبه و در «حجر اسماعيل» تكاندهنده و آموزنده است.
طاووس يمانى مىگويد: امام زينالعابدين عليه السلام را ديدم، كه از اواخر شب تا سحر طواف و نماز انجام مىداد و در حالى كه همه به خواب رفته بودند، او با خدا راز و نياز دردمندانهاى و گريه و نالۀ سوزناكى داشت و به سجده مىرفت، طورى كه من گمان كردم بىهوش شده است، كنارش رفتم و آهسته سرش را از زمين بلند كردم و روى دامن خود گذاشتم و آن قدر گريه كردم كه اشكهاى من به صورت آن حضرت ريخته شد، بلند شد و نشست و گفت: كيست كه مرا از ياد پروردگارم باز داشته است؟
گفتم: من طاووس هستم، اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين همه ضجّه و بىتابى براى چيست؟ سزاوار است ما كه گنهكاريم، اين گونه گريه و زارى كنيم، آخر پدر تو حسين بن على عليهما السلام ، مادرت فاطمۀ زهرا عليها السلام و جدّ تو رسول خدا صلى الله عليه و آله است. ياوران براى شفاعت دارى.
امام عليه السلام متوجّه من شد و گفت: اى واى، اى واى، اى طاووس (دربارۀ حساب و كتاب روز قيامت) سخن از پدر و مادر و جدّ من به ميان نياور،