132مىدهد، گاهى تضرع مىنمايد كه بلكه او را از اين مهلكه نجات دهد، خصوصاً اگر كسى باشد كه انسان بداند غير او ملجأ و پناهى نيست.
چون به سعى آيد بايد سعيش اين باشد كه اين سعى را به منزلۀ تردد در خانۀ سلطان قرار دهد به اميد عطا و بخشش.
عرفات
اما در عرفات از آن ازدحام خلق و بلند كردن صداهاى خودشان به انواع تضرع و زارى و التماس به اختلاف زبانها و افتادن هر گروهى پى ائمۀ خودشان و نظر به شفاعت او داشتن، بايد حكايت محشر را يادآورد، اينجا كمال تضرع و الحاح را بنمايد تا آنجا مبتلا نشود و ظن بسيار قوى داشته باشد بر حصول مراداتش ؛ زيرا كه روز شريف و موقف عظيم و نفوس مجتمع و قلوب به سوى الهى منقطع و دستهاى اوليا و غيرهم به سوى او جل شأنه بلند شده و گردنها به سوى او كشيده و چشمها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز، روز عطيه و احسان است و ابدال و اوتاد در محضر حاضرند و بناى حتمى سلطان بر بخشش و انعام است و هم چنين روز خلعتپوشى صدر اعظم دولت عليّه ولى امر عجل اللّه تعالى فرجه و سهل مخرجه است.
در چنين روزى استبعاد ندارد حصول فيض به اعلى مدارجه بالنسبه به كافۀ ناس و خلايق، آيا گمان به خالق خود دارى كه سعى تو را ضايع گرداند با اين كه منقطع شدهاى از اهل و اولاد و وطن، آيا به غربت تو رحم نمىكند ؟ ! !
در اين مسئله چه حديث عجيبى وارد شده :