102آشكار نگهبان او خواهد بود و اين همان فيض الهى است كه از بركت اين معراج نصيب آدمى مىگردد.
حجگزار هنگامى كه مهيا مىشود از خانهاش خارج گردد، اگر به مقصود خويش و رفعت شأن خود آگاه باشد و آن را چنان كه سزاوار است دريابد و به نور الهى به آن نظر افكند و بخواهد، آن راه را بر طبق هدايت و راهنمايى حضرت پروردگار طى نمايد، دل او متوجه عالم ديگرى خواهد شد و از ظواهر ناپايدار به حقايقى استوار بينا مىشود.
در آن هنگام است كه خواهان بىنيازى و توانايى خود مىگردد، نه آنچه تاكنون خواهندۀ آن بوده است و مهياى آن مىشود كه همۀ خواهشها و تاريكىهاى طبيعت را از خود پاك سازد ! !
اين نخستين انديشه است كه حجگزار احساس مىكند، يعنى تأثير اين حقيقت ملكوتى را در شناسايى مقام نفس انسانى و برترى روح از بستگى به ظواهر زندگى دنيايى.
هنگامى كه حاضر ميقات شد، غسل كرد و جامۀ احرام در بر نمود، دل او از جلال آن انديشهها و ملكاتى كه در نفس او پيدا شده است پر گشته و زندگى و همه شؤون آن را از خود دور مىافكند.
در آنجا نمىبيند خود را، مگر فردى از لشكريان خداوند متعال كه آنان را خوانده و به اجابت موفق گشتهاند.
بهقول الهى آن عارف شوريده حال :
خوشا جانى كه سازند آگه از اسرار پنهانش
خوشا چاهى كه بيرون آيد از وى ماه كنعانش