100مىشود و تمام اسرار حرم را در ميقاتگاه درمىيابد و حد و حدود خود را با حد و حدود اين بارگاه تطابق مىدهد، او از حد و حدود اين سرحد واقف است و از همۀ جهات به حد و حدود خويشتن هم مو به مو آگاه است، البته وقتى با حد و حدود حريم كبريايى خود را مقابل مىبيند، لكنت در زبان مىآيد و وقفه به او رخ مىدهد و مالك خود نيست.
ديدهايد كه در مقابل كوه، انسان چقدر خود را كوچك مىبيند، عظمت كبريايى را كوه كوه از همه جانب فرض كنيد كه انسان از همه طرف كوچك مىشود.
در مقابل آن عظمت بىنهايت در بىنهايت، اين موجود كوچك چه كند و چگونه بايستد و چه بگويد ؟
امام صادق عليه السلام در سفر حج ديگر، افتخار هم كجاوگى خود را به ابان بن تغلب داده بودند. وى بزرگ اصحاب امام باقر عليه السلام بود و سى هزار حديث از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است. وقتى ابان به مدينه وارد مىشده، يك ستون از مسجد الرسول صلى الله عليه و آله را به او اختصاص مىدادهاند كه جلوس كرده، تدريس كند، امام عليه السلام به او فرموده بود : اى ابان ! در مسجد مدينه جلوس كن و فتوى بده كه من دوست دارم مثل تو در شيعيان من باشد 1 - ابان در مورد حج امام مىگويد :
وقتى امام صادق عليه السلام به سرحد حرم رسيد، ميلههاى اعلام حرم پيدا شد، دستور فرمود :
شتر را نگه داشتند و پياده شد، ابان هم پياده شد، ابان مىگويد : امام