221 بر «حافظى» سوختهدل كن نظر از لطف اى بر همگان سيّد و سالار كجايى؟
(محسن حافظى)
* * *
اى كه باشد ز شرف عرش الهى، حرَمت
تو همانى كه بود زنده مسيحا به دمَت تا به كى در عقب ابر، نهان باشد مهر؟ تا كه روشن كنى آفاق، گشا پرده ز چهر