115 چنان از سوز دل، بيتاب مىشد كه شمع هستىِ او، آب مىشد
غم پروانهاش، بيتاب مىكرد
(محمّد على مجاهد «پروانه»)
* * *
مىزد به رُخَم ولى، ولى را مىكشت
اى فلك! داغ پدر، سوخت مرا