109
روضۀ تفريد را، لالۀ احمر رسيد
شاهد زيباى عشق، شمع دل افروز شد
روز عنايت رسيد ز مبدأ فيض وجود؟
خواجۀ عالم نهاد تاج رسالت به سر
عرصۀ گيتى گرفت از قدمش زيب و فر
سكۀ شاهنشهى، به نام خاتم زدند
از حرم لامكان، عقل نخستين رسيد
از افق كن فكان، طلعت ياسين رسيد