98«من، حبيب، پسر مظاهر در روز رزم همچون شير، دليرم.
شما دشمنان، گرچه از حيث تعداد بيشتر مىباشيد ولى زود از مسؤوليت، شانه خالى مىكنيد و ما نسبت به مسؤوليت و مولاى خود وفادار و صبوريم.
شما در پيشگاه خدا ذليل و دليلى جهت حقانيت خود نداريد شما در خط باطليد و ما در صراط حقيم.»
دفاع جانانه از ولايت
مورّخان نوشتهاند: پيش از اقامۀ نماز ظهر روز عاشورا، وقتى حصين بن نُمير، يكى از افراد لشكر كفر به امام عليه السلام زخم زبان زد و گفت: نماز تو پذيرفته نيست ! حبيببن مظاهر بر او لعنت فرستاد و گفت: نماز پسر خاندان رسولاللّٰه قبول نيست ولى نماز تو دائمالخمر (خمّار) قبول است؟ 1 در اين هنگام جمعى از لشكر كفرپيشه به او حمله كردند و وى را به شهادت رساندند. در عصر تاسوعا نيز وقتى يكى از لشكريان كفرپيشه به زهيربن قين زخم زبان زده، گفت: امشب با آب توبه خود را پاك كن ! حبيب پاسخ داد: او را خدا پاك كرده است. ناگفته نماند كه برخى از مورّخان براين اعتقادند كه حبيب با امام نماز گزارد و بعد از آن در نبرد با كفار به شهادت رسيد. 2
زمان شهادت حبيب
برخى نوشتهاند: هنگامى كه امام عليه السلام به ياران خود فرمود: از اين قوم بخواهيد جنگ متوقف شود تا نماز ظهر اقامه كنيم، يكى از لشكريان عمربن سعد بانگ برآورد: نماز شما مردود است! حبيب در پاسخ وى بر آشفت و گفت: نماز پسر پيامبر قبول نيست ولى نماز تو قبول است، اى دشمن خدا؟! در اين هنگام بود كه به حبيب حملهور شدند و به شهادتش رساندند.