380در سراپردۀ امام عليه السلام بالا گرفت. همچنين فرزدق شاعر به پيش آمد و گفت: يابن رسول اللّٰه چرا به سوى كوفه به پيش مىروى در حالى كه آنان پسر عم و شيعيان ترا به قتل رساندند.
امام عليه السلام در حالى كه براى مسلم اشك مىريخت فرمود: خدا مسلم را رحمت كند به سوى جنّت الهى شتافت و ما به او ملحق و سپس اين چنين سرود:
فَإنْ تَكُنِ الدُّنْيٰا تُعَدُّ نَفيسَةً
«اگر زندگى دنيوى گرانسنگ است، ثواب شهادت الهى از آن نفيستر و گرانسنگتر است.
اگر قرار است كه آدمى بميرد، كشته شدن در راه خدا برترين نوع آن است.
اگر رزق و روزى، مقدّر است پس به دور ماندن از حرصورزى، شايستهتر است.
اگر اموال و ثروت را سرانجام بايد رها كنيم پس چه بهتر كه اهل بخل نباشيم و در راه خدا انفاق كنيم.»
در گزارش فوق سخن از:
1 - اشك و سوز امام عليه السلام براى مسلم است.
2 - امام عليه السلام يك رهبر سنگدل نيست و يك فرمانده به دور از عواطف نمىباشد بلكه در مكتب او تعقّل با عواطف انسانى با هم آميخته است لذا براى يارانش اشك مىريزد در عين حال كه مصمّم و آهنين بر سر ميعاد خود پاى فشرده به پيش مىرود. 1
2 - در باراندازگاه معروف به ذو حسم: امام دو نفر از كوفه بيرون آمده بودند را مورد توجّه داد. امام از آنان از احوال مردم كوفه جويا شدند. آنان پاسخ دادند دلها با شما ولى شمشيرهايشان عليه شماست.
امام عليه السلام به آنان فرمود از فرستادۀ من قيس بن مسهّر چه خبر داريد پاسخ دادند ابن