306همين مسأله موجب رخوت و سستى عمومى، نسبت به قيام مسلّحانه شده بود.
بهعنوان مثال: امام مجتبى عليه السلام با آنكه از كوفه به لشكرگاه «نخيله» رفتند و دهروز جهت پيوستن مردم به او، به انتظار نشستند، در مجموع، تنها چهارهزار نفر به آن حضرت پيوستند و ناگزير خود به كوفه بازگشتند و مردم را به جهاد تحريك و تشويق نمودند. 1
با آنكه مسلمانان در معرض تهديد سپاه جرّار معاويه قرار گرفته بودند و لشكر او تهاجم به سوى پايتخت اسلامى را آغاز كرده بود، باز موجب بيدارى و بسيج كوفيان نگشت، ابنشهر آشوب در مناقب مىنويسد:
«وَ اسْتَنْفَرَ مُعٰاوِيَةُ النّاسَ، فَلَمّا بَلَغَ جِسْرَ مَنْبج، بَعَثَ اْلحَسَنُ حُجْرَ بْنَ عَدِي وَاسْتَنْفَرَ النّاسَ لِلْجِهٰادِ». 2
«معاويه مردم را در يك بسيج عمومى، به حركت درآورد و تا پل معروف «منبج» به پيش تاخت و در اين هنگام امام حسن عليه السلام حجر بن عدى را مأمور بسيج عمومى عليه معاويه كردند.»
ج : امضاى ترك مخاصمه
طبق شرايط خاص آن روز، امام مجتبى عليه السلام با معاويه، جهت پيشگيرى از ددمنشىهاى او، ترك مخاصمه نمود و صلحنامه را امضا كرد و اين مسأله تا آخر حيات معاويه اعتبار داشت.
د : تفاوت سياست معاويه با يزيد
- يزيد با معاويه در تاكتيك و روش، تفاوت اساسى و آشكار داشت، تا آنجا كه امام حسن عليه السلام در زمان معاويه با او صلح كرد، امّا امام حسين عليه السلام در بارۀ يزيد فرمودند: «در صورتى كه جرثومهاى چون يزيد زمامدار باشد، فاتحۀ اسلام خوانده است، شخصى مانند من با آدمى همچون يزيد بيعت نخواهد كرد 3 اگر در زندگى هيچگونه پناهگاهى