258يزيد در برابر اين خواسته، نرمش و همسويى از خود نشان داد و اجازه داد تا در «دار الخلافه» محفلى به عنوان مجلس ماتم بهپا شود! اين محفل تا هفت روز ادامه يافت! زنان شام گروه گروه برزينب وارد مىشدند وتعزيت مىگفتند وبراى حسين عليه السلام اشك مىريختند و گريه و زارى مىكردند، تا جايى كه نزديك بود اين عزادارى به شورش عمومى عليه يزيد مبدّل گردد؛ مروان به يزيد هشدار داد و گفت: «مصلحت نيست كه اهلبيت را بيش از اين در شهر شام نگهدارى»؛ يزيد نيز به همين دليل، مقدمات حركت آنان را فراهم ساخت. 1
راوى گويد: هنگامى كه زنان (امام) حسين، در مجلس عزايى كه در كاخ يزيد بهپا شده بود، شركت جستند، جمعى از زنان حرمسراى يزيد، شيون سردادند:
«وَ صِحْنَ نِسٰاءٍ مِنْ نِسٰاءِ يَزِيد وَ وَلْوَلَنَّ حِين ادْخِلَ نِسٰاءِ الْحُسَين عَلَيْهِنَّ وَ أَقَمْنَ عَلَىالْحُسَين مٰاتَماً».
«آنگاه كه زنان امام حسين وارد كاخ يزيد شدند، زنى از زنان حرمسراى يزيد فريادى برآورد و غلغلهاى ايجاد شد و همگان محفل عزا به پا كردند.»
گفتنى است در مجلس ماتم حسين عليه السلام همگان از جمله: آل معاويه و آل سفيان شركت جستند و به گريه و زارى پرداختند.
يزيد نيز رياكارانه براى امام اشك ريخت؛ «فَدَمعتْ عَيْنٰا يَزِيد» . و همواره مىگفت:
«لَعَنَ اللّٰهُ بْنَ مَرْجٰانَة...» ؛ «خداوند لعنت كند پسر مرجانه را، به خدا سوگند من اگر در كنارش بودم، او را عفو مىكردم، خدا حسين را رحمت كند!» 2
گفتنى است همين يزيد كه اجازه داد تا در كاخ خود، محفل عزا براى امام حسين برگزار شود، دستور داده بود سرِ حسين عليه السلام را در بالاى درِ ورودى كاخ بياويزند (سياست يك بام و دو هوا)، كه اين كار مورد سرزنش همسرش - هنده - قرار گرفت و فرمان داد تا