238
6 - رقيه در شام
دربارۀ دختر مظلوم حضرت سيّد الشهدا در شام چند مسأله قابل ترديد نيست:
1 - قبرى منسوب به حضرت رقيّه در شام مىباشد.
2 - در آنجا كودكى از اسراى كربلا آرميده است.
3 - آن كودك از فرزندان امام حسين سيّد الشهدا عليه السلام است.
4 - بسيارى از تاريخنويسان و سيرهنگاران، به ويژه مقتل گويان از حضرت رقيّه، نامى به ميان نياوردهاند و راز اين مسأله بسيار آشكار است؛ زيرا آنان غالباً از معاريف و و تاريخسازان حماسۀ عاشورا در كربلا سخن به ميان آوردهاند و از عرصههاى ديگر اين حماسه، چندان سخنى نگفتهاند. بر اين اساس نام و تاريخ زندگى حضرت رقيّه در كتب بزرگ تاريخى مشاهده نمىشود.
در لغتنامۀ دهخدا، ج26، ص588 ذيل مادۀ «رقى» آمده: رقيّه (به فتح را و قاف) بنتالحسينبن على عليهما السلام كه در خرابۀ شام شبى امام حسين عليه السلام را در خواب ديد و بيدار شد و از حضرت زينب پدرش را خواست، همۀ اسرا در خرابۀ شام به شيون در آمدند و يزيد آن ناله و گريه را شنيد و سبب پرسيد، جريان را گفتند: دستور داد سر امام را به خرابه بردند. همينكه روپوش از سر مطهّر برداشتند و چشم دختر بر سر پدر افتاد، چنان بىتاب و دگرگون گشت كه از شدّت گريه و اضطراب روح از تنش جدا شد.
علامه طريحى در منتخب و علامه حائرى در معالىالسبطين و نيز محدّث قمّى در نفسالمهموم و نيز در منتهىالآمال داستان ارتحال جانسوز حضرت رقيه در شام را با اندك تغييرى نقل كردهاند. بعضى از اين نويسندگان مسألۀ جان دادن حضرت رقيّه را پس از مريض شدن چند روزۀ آن حضرت مىدانند و بعضى مىنويسند كه آن حضرت با ديدن سرپدر، جان داد و در باب كلمات و سخنان آن حضرت در كنار سر بريدۀ پدر نيز اختلاف نظريۀ جزئى ميان آنان به چشم مىخورد، ليكن در اصل وجود قبر حضرت رقيّه در شام و جان دادن حضرت رقيه در خرابۀ شام در سالى كه اسيران كربلا را به شام برده بودند ترديدى نبايد كرد.
از كاروان زينب، بر جاى ماندهام من
روزم، شب، از جفاى اعداى بى مروّت
آلالهاى ز باغ زهراى ماندهام من
7 - حركت به سوى مدينه
خبر حادثۀ كربلا زمانى در مدينه پيچيد كه ابنزياد خبر شهادت امام حسين عليه السلام را به والى مدينه - عمرو بن سعيد اشرق - (عمرو بن سعيدالعاص) 1 اطلاع داد و او اين خبر را در شهراعلان كرد. در اين حال بود كه شيون و زارى بهخصوص از خانههاى بنىهاشم برخاست. والى مدينه با اشاره به قبر پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «يَوْمٌ بِيَوْمِ بَدْرٍ يٰا رَسُولَاللّٰه» ؛ «اى رسول خدا، امروز عوض روز بدر!» جمعى از انصار كه گفتار او را مىشنيدند بر او برآشفتند.
برخى از مقتلنويسان نوشتهاند والى مدينه دستور داد خانههاى بنىهاشم را خراب كردند. 2
كفار، همواره از زخم عميق و خاطرۀ تلخ شكست جنگ بدر ياد مىكردند و پيوسته در صدد انتقام بودند. اميّة بن ابىحذيفه، يكى از فرماندهان و از پرچمداران سپاه كفر در جنگ احُد بود كه از شكست مسلمانان در جنگ احد خشنود گشت و فرياد مىزد: «يَوْمٌ بِيَوْمِ بَدْرٍ» . او به دست توانمند امير مؤمنان عليه السلام در همين جنگ بهخاك افتاد