221الف : آفتاب با چهرۀ خونين و غمناك ظاهر شد.
ب : زير خشتها و سنگها، خون به چشم مىخورد.
ج : چهرۀ افق تيره و تار شد. سياهى شببگونهاى خاص همهجا را فراگرفت.
د : از ديوار دارالامارۀ كوفه، خون جارى گشت.
ه : منادى ميان زمين و آسمان شهادت مظلومانۀ پسر دخترِ پيامبرخدا را اعلام كرد.
و : بارانِ خون از آسمان باريد.
موارد فوق و ساير موارد در جوامع تاريخى و كتب حديثى شيعه و سنى بهوفور بهچشم مىخورد. 1
مسعودى در «اثباتالوصيه» مىنويسد:
«إِنَّ السَّمٰاءَ بَكَتْ عَلَيهِ أربَعَةَ عَشَر يوماً فَسُئِلَ: مٰا عَلاٰمَةُ بُكٰاءِ السَّمٰاء؟ فَقٰالَ:
كٰانَتْ الشّمْسُ تَطْلَعُ فِي حُمْرَة وَ تَغْرِبُ فِي حُمْرَةٍ»؛ 2
«آسمان در عزاى حسين عليه السلام تا چهارده روز مىگريست، از نشانۀ گريستن آسمان سؤال شد، فرمود: خورشيد با هالهاى از سرخى طلوع و غروب مىكرد.»
در كلام امام صادق عليه السلام آمده استكه به زراره گفت:
«يٰا زُرٰارَةُ ! إنَّالسَّمٰاءَ بكَتْ عَلىٰ الحُسَيْن أَرْبَعِينَ صَبٰاحاً». 3
«زراره! آسمان تاچهل شبانهروز درسوگ حسين عليه السلام گريست.»
* * *