284بانويى با آن عزّ و جلال كه رسول اعظم خدا صلى الله عليه و آله ، به احترام ورود او، از جا برمىخاست، به قدومش خوشامد مىگفت و بوسه بر دست مباركش مىزد و در جاى خودش مىنشاند:
«وكانت اشبه الناس كلاما و حديثا برسول الله صلى الله عليه و آله تحكي شيمتها شيمته و ما تخرم مشيتها مشيته و كانت اذا دخلت عليه رحب بها و قبل يديها و اجلسها في مجلسه ». 1
رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىخواست با اين رفتار عجيب و حيرتانگيزش، گوشهاى از عظمت و جلالت آسمانى آن يكتا گوهر زينتبخش عرش خدا را نشان دهد، تا امّت اسلامى، پى به حرمت فوق تصوّر آن وديعۀ الهى، ببرند و در حفظ حريم عزّت و شوكت ملكوتىاش بكوشند و از بركات بىپايان وجود اقدسش به سعادت ابدى نايل شوند.
ولى بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله با وجود تمام توصيههاى قولى و عملى حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله آن يگانه يادگار رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله آنچنان از دست امّت، در فشار افتاد كه تمام مدّت كوتاه زندگانى پرمحنتش بعد از پدر، با غصّه و اندوه و مصيبت سپرى شد و از ستمگرىهاى حكومت وقت و سكوت ذلّت بار مردم مسلمان، به ستوه آمد و عاقبت، بعد از تحمّل بار سنگين مصائب و شدائد بسيار غمانگيز و روحگداز، با جسمى رنجور و قلبى محزون، ديده از اين دنياى دون فروبست و ضمن وصيّتى جانسوز، از همسر بزرگوارش عليه السلام خواست كه شبانه تجهيزش كند و به خاك بسپارد و مردم حقنشناس را از محلّ قبرش باخبر نگرداند.
و اين وصيّت به «اِخفاى قبر» از ناحيۀ صدّيقۀ كبرى عليها السلام يك ضربت بسيار مؤثّر و قاطع بود كه به دست آن آيت كبراى الهى، بر پيكر سياست ظالمانه و مزوّرانۀ وقت فرود آمد و پردۀ تزوير و تدليس آنها را بالا زد.
چه آنكه حديث از رسول خدا صلى الله عليه و آله به نقل هر دو فرقۀ شيعه و سنّى به عبارات گوناگون رسيده است به اين مضمون: