191
مِنَ الْآخَرِ. 1
«و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان، هنگامى كه هر كدام كارى براى تقرّب به پروردگار انجام دادند، اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد.»
دين مقدس اسلام، از نظر جنبۀ اجتماعى و تجلّى جهانى و به عنوان مانور سياست دينى، مىخواهد مسجدالحرام، مانند دريايى موّاج از جمعيّت باشد و كعبه، در آغوش پرشورترين تجمّعات عالم، فشرده شود و جُنبوجوش عجيب و جالبى در حول و حوش «بيت» برپاگردد و هنگام اقامۀ نماز، صفوف منظّم صدها هزار نفر، جماعت باشكوه و پرهيبتى تشكيل دهد و جملگى، رو به يك قبله بِايستند و از يك امام (امام جماعت) تبعيّت كنند و وقتى كه امام مشغول قرائت قرآن است، سكوت مطلق مخصوصى حاكم بر مسجد و بلكه حاكم بر سراسر شهر گردد كه تمام صداها خاموش و تنها صداى امام جماعت در فضا پيچيده و آيات آسمانى قرآن تلاوت كند. و سپس با بلند شدن بانگ تكبير مكبّر كه ركوع و سجود امام را اعلام مىكند، همه با هم، سر فرود آورند و ركوع كنند و همه با هم، به خاك افتند و سجده به پيشگاه خدا ببرند. قيامشان با هم، قعودشان با هم، ركوع و سجودشان با هم.
تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً 2
«پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مىبينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند.»
آرى، دين مقدّس اسلام، همچنان كه مىخواهد مسجدش چنين باشد تا علاوه بر تحصيل جهات روحى و اخلاقى نماز، از لحاظ حيات اجتماعى نيز، تجلّى و بروز جهانى پيدا كند، همچنين مىخواهد مسلخ و كشتارگاهش نيز كه نمايندۀ روح شهامت و حرّيت و از خود گذشتگى در راه دفاع از حريم حق است، موّاج از جمعيّت باشد و جنبوجوش پرصدا و جالبى در «وادى منىٰ و روز اضحىٰ» به وجود آيد و برق كاردهاى برنده و تيز كه