67كعبه قرار داد و اين پيش از آن بود كه كعبه ساخته شده باشد، خيمه از ياقوتهاى سرخ بهشت بود كه در آن سر شمعدان زرّين از زرهاى بهشت قرار داشت و پرتوى از پرتوهاى بهشت در آن فروزان بود. حجرالأسود را هم با همان خيمه فرو فرستاد و آن ياقوتى سفيد بود از بهشت و آدم عليه السلام بر آن مىنشست و چون آدم در مكّه ساكن شد فرشتگان از آن خيمه پاسدارى مىكردند و ديگر ساكنان زمين را كه جن و شيطانها بودند ، از نزديك شدن به آن منع مىكردند. 1
خيمۀ آدم پابرجا و استوار بود تا زمانى كه مرگ او فرا رسيد، آنگاه خيمه به آسمان برده شد. فرزندان آدم در جاى آن خيمه، خانۀ كعبه را از گِل و سنگ ساختند و هميشه آبادان بود. توفان نوح آن را ويران كرد ولى آثار آن برجا بود تا اينكه خداوند ابراهيم عليه السلام را مأمور بناى كعبه كرد و با فرستادن و ثابت نگهداشتن ابرى بر روى محلّ بناى كعبه ، محدودۀ آن را به حضرت ابراهيم عليه السلام نمود، ابراهيم عليه السلام ديوارها را به اندازۀ قامت مردى بالا برد.
ازرقى روايت ديگرى نيز در اين خصوص نقل كرده كه از جهتى با روايات ديگر متناقض است؛ زيرا دراين روايت گفته شده كه خيمۀ بهشتى تا توفان نوح پابرجا بوده و در آن زمان بهآسمان برده شدهاست و فقط پايههاى آن برجا مانده. ازطرفى مىنويسد :
كعبه دوهزار سال قبل از آدم عليه السلام وجود داشته است. ازرقى اين سخنان را از زبان فرشتگان نقل كردهاست. 2
به هر حال وقتى آدم عليه السلام كعبه را ساخت ، به عنوان مزد زحمت خود از خداوند خواست فرزندان او راكه به حج مىآيند وبه گناهان خود اعتراف مىكنند وبه درگاه خداتوبه مىكنند، مورد عفو و رحمت خود قرار دهد. خداوند فرمود: اى آدم، تو را بخشيدم و از ذرّيۀ تو هركس ازايشان كه به اين خانه آيد و به گناه خويش اعتراف كند و از تكرار گناه خوددارى نمايد مىآمرزم.
ازرقى معتقد است كه سنّت طواف را حضرت آدم عليه السلام معمول كرد . اوكه از بهشت