361بيندازد؛ زيرا فاصلۀ مرگ تا قيامت بسيار دور است با گردنههاى بسيار. چون قطع باديه بدون راهنما ممكن نيست باديه پس از مرگ را نيز بدون راهنمايى طاعات و اعمال نيك نمىتوان پيمود.
لبّيك حاجيان پاسخ به نداى حق است. در قيامت نيز او را ندا خواهند داد و او بايد پاسخ دهد. غزالى به همين مناسبت گفته است: علىّ بن حسين عليه السلام در وقت احرام زرد روى شد و لرزه بر اندام وى افتاد و لبيك نتوانست زد. گفتند: «چرا لبّيك نگويى؟ گفت:
ترسم كه اگر بگويم، گويد: «لالبّيك و لا سعديك » چون اين بگفت از اشتر بيفتاد و بيهوش شد. 1
او گفته است: امّا عبرتهاى حج آنست كه اين سفر بر وجهى بر مثال آخرت نهادهاند كه در اين سفر مقصد خانه است و از آن سفر خداوند خانه، پس از مقدّمات و احوال اين سفر بايد كه احوال آن سفر ياد مىگيرد.
وقتى حاجى لبّيك مىزند در نظر داشته باشد كه اين جواب نداى حق است. و در پايان گفته است: اين مقدار اشارت كرده آمد از عبرتهاى حج تا چون كسى راه اين شناسد بر قدر صفاى فهم و شدّت شوق و تمامى جد در كار، وى را امثال اين معانى نمودن گيرد و از هر يكى نصيبى برگيرد كه حيات عبادات وى بدان بود و از حد صورت كارها فراتر شده باشد. 2
3 - عطار عارف بزرگ سدۀ ششم و هفتم؛
(متوّفاى 627 ه .ق.) قسمتى از عمر خود را به سفر پرداخت. به مكّه رفت و بسيارى از مشايخ را ملاقات كرد. او در تذكرة الاولياى خود از سفرهاى حجّ بزرگان عرفا به نكات دقيقى در مسائل اخلاقى و تربيتى و درسهايى كه بايد از حج گرفت اشاره كرده و در ضمن بيان كرامات آنان، به اينگونه اخلاقيّات توجه داده است.
وى در كرامات ابوحازم مكّى كه معاصر هشام بن عبدالملك بوده، حكايتى آورده