328و زحمت آنها شدهاى و در ضمن مىگويد كه حاجى واقعى بسيار اندك است و همۀ اينها نشان دهندۀ اوضاع اجتماعى و اعتقادى زمان است:
اى به ديدار، ضحكۀ ضحّاك
36 - داورى شيرازى؛
شاعر قرن سيزدهم، وقتى فاضل دانشمند زمان او اسداللّٰه خان به مكّۀ معظّمه مىرود، قصيدهاى در 38 بيت مىسرايد و در آن از مكّه، كعبه، زمزم، حجرالأسود و... نام مىبرد و فرشتگان و پيامبران را به منظور ديدن ممدوح خود به مكّه مىكشاند.
خدايگان مرا جزم گشت عزم رحيل
و در پايان قصيده مىگويد:
برو به مكّه و خرّم بمان و خوش برگرد
بيابه پارس بمان تا به صور اسرافيل 1
در قصيدۀ ديگرى نيز خطاب به حُجّاج به آنها خوش آمد مىگويد و از زحمات آنها كه در راه رسيدن به كعبه كشيدهاند ياد مىكند كه با چه شوقى راه مىپيمودند هروله مىكردند، ديوانه وار لبّيك سرمىدادند. سعى بين صفا و مروه كرده و در اين عمل دل خود را مصفّاكردهاند. حجرالأسود را عاشقانه بوسيدهاند. در محلهاى اجابت دعا، دعا خواندهاند و...
خرّم صباح حاجيان و آن سود و سودا داشتن
37 - شمس الشعرا ميرزا محمّد خان، سروش اصفهانى؛
(متوفاى 1285 ه.ق.) از شعراى معروف قرن سيزدهم در ضمن قصايد غرّاى خود به حج و كعبه و بعضى