311آورده است:
شنيدم حاجىاى احرام بسته
در ادامه مىگويد: همۀ اين سختيها را به جان ودل مىخرند تا به وصال حرم معبود برسند و چون به وصال رسيدند تمام سختى راه را از ياد مىبرند.
اثر بسيار ارجمند اوحدى مثنوى جام جم است. او در اوايل اين مثنوى با تضرّع به مقدّسات سوگند ياد مىكند؛ از جمله به كعبه، زمزم، مقام ابراهيم، صفا، مروه و...
به دل كعبه و به ناف زمين
اوحدى حاجيان را به كرامات كعبه توجه داده و در همين مثنوى جام جمِ خود، در اين باره گفته است:
...اندرين كعبه شد به صورت كم
اوحدى به جريانات تاريخى و حوادثى در ارتباط با كعبه اشاره كرده است. از سخن او چنين بر مىآيد كه حضرت سليمان مىخواسته است كعبه را عمارت كند ولى چون خود به دست خويش مرغى را كشته بود، اين توفيق واجازه را به او ندادهاند.
حق نداد از طهارت كعبه
به سليمان عمارت كعبه