289
اى كه تو شاه چمنى سير كنى صد چو منى
* * *
به پيش كعبۀ رويش بميرم
بدان چاه و بدان زمزم بسازيم
* * *
رخ چو كعبه نماشاه شمس تبريزى
كه با شدت عوض حجهاى پذرفته
مولانا براى زائران بيتاللّٰه استمداد مىكند و مىخواهد كه حاجيان در راه مانده را به كعبۀ وصال برساند و بتها را از كعبه بيرون راند.
حاجيان ماندهاند در ره حج
مولانا ارادت و توجّه خاصّى به حسام الدين چلپى دارد، او مشوّق مولانا در سرودن مثنوى بوده، مولانا خطاب به حسام الدين گفته است:
اى با من و پنهان چو دل،از دل سلامت مىكنم
تو كعبهاى هر جا روم قصد مقامت مىكنم
مولانا همچون ديگر عرفا دل را كعبۀ حقيقى مىداند و مىگويد زيارت كعبۀ دل كن؛ زيرا كعبۀ گِل، ظاهرى است از كعبۀ دل.
دوش خوابى ديدهام خود عاشقان را خواب كو؟
كاندرون كعبه مىجستم كه آن محراب كو؟