151شرح مشاهدات خود را با ذكر تاريخ نوشته است. عصر روز شنبه 25 شهريور با هواپيما از تهران حركت كرده و نزديك غروب در بصره بوده و چون نذر داشته، از همانجا لباس احرام پوشيده و ساعت دوازده به افق تهران به جدّه رسيده است.
رضا عليشاه در هر جاى سفرنامه كه مناسبتى يافته و موضوع اقتضا داشته، به شرح و توضيح مرام عرفانى سلسلۀ خود پرداخته و در مواردى نيز بحثهاى اجتهادى ومحقّقانه در مورد نامگذارى شهرها و... آورده است.
تابنده مكّه را اينگونه توصيف كرده: «مكّه» از كلمۀ «مكاء» كه لغت بابلى است به معنى «خانه» گرفته شده است. و اضافه كرده است كه: در قاموس به معنى هلاكت آمده؛ يعنى جا يا وسيله اى كه گناهان را از بين مىبرد. سپس تاريخچهگونهاى از اين شهر را چنين نگاشته است: اهميّت اين مكان مقدّس از زمان حضرت ابراهيم عليه السلام است كه فرزند خود اسماعيل و همسرش هاجر را به اين مكان بى آب و علف آورد. او مىگويد: با وجودى كه بيت المقدّس مورد توجه بوده ولى عربها علاقۀ كامل به خانۀ كعبه داشتهاند و حتّى مشركين هم به زيارت كعبه مىآمدهاند. و مىنويسد:
«... بر هر مسلمانى كه توانايى حالى و مالى داشته باشد، واجب است به زيارت اين خانۀ مقدّس طبق شعائر مخصوصه مشرّف شود و اعمال عمره و حج را بجا بياورد و توجّه به صاحب خانه نمايد و از همه چيز در مقابل او بگذرد و خداوند متعال مكّه را حرم قرار داده كه هر كه به آنجا پناهنده شود از صدمات ايمن باشد و مسلمين احترام آن را به جا آورند.»
دربارۀ اهمّيت مسجدالحرام مىگويد: اهمّيت و عظمت مكّه به واسطۀ مسجدى است كه خانۀ كعبه در آن قرار گرفته و... سپس به شرح تاريخچۀ بناى مسجد و شكل و ابعاد آن پرداخته است.
خانۀ كعبه را در سفرنامۀ تابنده اينگونه توصيف شده است: «خانۀ كعبه در داخل مسجد قرار گرفته و در طرف شمال شرقى آن، نزديك باب بنى شيبه، مقام ابراهيم واقع است و در مشرق آن منبر است ونزديك آن محلّى است كه چاه زمزم در آنجا قرار گرفته و