136در هيچ يك از سفرنامههايى كه ديدهايم و دربارۀ سفر حج نوشته شده، بناى كعبه از ابتدا تا انتها بطور موجز ديده نشد ولى نويسندۀ اين سفر نامه در واقع به گفتۀ خود وفادار مانده و تاريخچه را به اختصار و تقريباً كامل نوشته است.
نكتهاى را نويسنده براى اوّلين بار، البته بدون ذكر مأخذ، آورده كه به نظر رسيد همان علّت مراسم شادمانى اعراب در روز عاشور است، و آن چنين است:
«سابقاً اهالى مكّه به اسم اينكه روز عاشورا كشتى نوح به كوه جودى قرار گرفته و مسلمينِ به نوح از ورطۀ هلاك خلاص شدهاند، در روز عاشورا شاديها مىكردند و اسباب لهو و لعب فراهم مىآوردند، بعد از شريف عبدالمطّلب چون شريف عبداللّٰه و شريف عون كه شريف حاليّه است به تشيع بى ميل نبودند اين قاعده را منسوخ كردند و به احترام قتل سيّد الشّهدا عليه السلام موقوف نمودند.»
وى در ادامه مى نويسد: مكّيان سابقاً با حجّاج عجم كه شيعه بودند، بسيار بد رفتارى مىكردند و آنها را اذيّت و آزار مىدادند. ولى در زمان سفرايشان به علّت نفوذ غرب در حجاز و نيز قدرت دولت ايران، اين اذيّت و آزار منسوخ بوده است.
فراهانى از كوههاى مقدّس مكّه سخن گفته و نوشته است كه: در بالاى جبلالنّور سنگ بزرگى بوده و سورۀ انشراح، در آنجا بر پيامبر نازل شده است. متولّى آنجا مردم را در وسط سنگ مىخواباند به جهت بر آوردگى حاجت خودش كه گرفتن پول باشد...»
دفتر سفر اين سفرنامه در صبح روز پانزدهم ربيع الآخر 1303 با ورود مسافر به تهران بسته مىشود و سخن به پايان مىرسد.
5 - سفرنامۀ تحفة الحرمين
محمّد معصوم كه نويسندۀ اين سفرنامه است، از تاجرزادگان فارسى بود. او در سال 1270 در شيرازمتولّد شد. اجدادش همه مردان دين و دنيا بودند. جدّ او در عين حال كه به تجارت خارجى اشتغال داشت به تدريس وتبليغ مسائل دينى هم مىپرداخت.
كتاب تحفة الحرمين گزارش سفرى است كه ازسال 1305 آغاز شده است. نويسنده افزون بر مقامات عرفانى و مذهبى كه داشته، از جانب ناصرالدّين شاه لقب موروثى