106شدن كعبه به صورت خانهاى از ياقوت اشاره كرده و مىنويسد: پس از طوفان نوح، كعبه بيش از دو هزار سال ويران بوده تا اينكه حضرت ابراهيم عليه السلام به فرمان خداوند آن را تجديد بنا كرد.
مستوفى آنگاه دربارۀ ميقاتها و فواصل آنها سخن گفته و حجرالأسود را فرود آمده از بهشت دانسته و از تجديد بناى كعبه توسّط قريش، ابن زبير، حجّاج و... به تفصيل قلمزده است.
نويسندۀ نزهة القلوب از جنبههاى اعجاز آميز و كرامات كعبه نيز به دفعات مطالبى آورده است. او از رشوه خوارى حكام مكّه متأثّر شده و جريانى دربارۀ رشوه دادن قزوينىها به حاكم مكّه نقل كرده كه سى هزار دينار به حاكم مكّه رشوه دادند تا اجازه دهد آنان پنجرۀ خانقاه خود را به مسجدالحرام بگشايند! 1
آنچه حمداللّٰه مستوفى در باب حج، مكّه و كعبه نقل كرده، اغلب مسائل ملموس جغرافيايى است. او هيچ توجّهى به بُعد عبادى يا سياسى حج و اماكن مقدس نكرده است. ارزش بحث او بيشتر در توصيف كعبه، مكّه و حوالى آن است.
16 - تجارب السّلف
هندوشاه بن سنجر بن عبداللّٰه صاحبى نخجوانى، كه در قرن هفتم و هشتم مىزيسته، كتاب «تجارب السّلف» را در تاريخ خلفا و وزرا نوشته و به بعضى از حوادث و كرامات مربوط به كعبه و حج نيز اشاره كرده است. هندوشاه بيشتر به حوادث دوران اسلامى پرداخته و از جمله دربارۀ حجّة الوداع نوشته است: پيغمبر صلى الله عليه و آله در سال دهم هجرت حجّ وداع گزارد، در مكّه نالان شد و به مدينه آمد. همچنان بيمار بود كه در محرم سال يازدهم هجرت بيمارىاش سنگين شد تا در روز شنبه 12 ربيع به رحمت حق پيوست.
هندوشاه دربارۀ نصب حجرالأسود، به اشتباه رفته است. او مىگويد: آن روز كه