63بسم اللّٰه گفته سنگ را بر اساس ابراهيم عليه السلام كار گذاشتم. روز نهم رجب به حجرالأسود رسيدند. من به نفس خود، سه ذراع از ارتفاع و تمامى عرض روى ركن حجر الاسود را ساختم. بسيار كوشيدند حجرالأسود را از جاى خود بردارند اما نتوانستند. آن روز من دعايى را كه معروف به سيفى است مىخواندم و بيست و هفت بار مكرر نمودم. در بيست و دومين بار بود كه باب كعبه را كار گذاشتند.
روز سيزدهم شعبان ستونهاى خانه خدا را به درون كعبه برديم.
روز پانزدهم همين ماه، از باب كعبه وارد شدم و چهار سنگ به دست خود بر ديوارهاى داخلى كار گذاشتم. يك سنگ در زاويه حجرالأسود و سنگى درحطيم و سنگى در زادگاه اميرالمؤمنين عليه السلام كه تخميناً سه ذراع از زاويه حجرالأسود فاصله دارد و سنگى هم در زاويۀ ركن يمانى. روز هيجدهم شعبان، الواحى را بين ستونهاى خانه، كه به سقف متصل بود، قرار داديم و من آنها را به ستون متصل نمودم. در سلخ شعبان، ميزاب الرحمه - ناودان كعبه - را كار گذاشتند. در دوم رمضان به نصب سنگهاى مرمر بر ديوارهاى داخلى خانه پرداختند و همۀ آن ديوارها و كف خانه را با مرمر پوشاندند و فرش كردند. روز چهارشنبه بيست و هفتم رمضان، كار نوسازى كعبه به پايان رسيد و مردم روز جمعه آخر رمضان داخل كعبه شدند.
بناى كعبۀ كنونى، همان ساختمان سلطان مراد چهارم از پادشاهان عثمانى است كه در سال 1040 هجرى بر اثر ورود سيل به مسجد الحرام و تخريب آن از نو بنا گرديد. اين ساختمان استحكام و قدرتمندى كامل دارد؛ به طورى كه تاكنون پابرجا و استوار مانده است.
ساختمان كعبه از سنگهاى بزرگى به رنگ سياه متمايل به كبودى ساخته شده است. اين سنگها از دل كوههاى مكه استخراج شده و بسيار سخت و قوى مىباشند.
سنگهاى كعبه از دو نوع بزرگ و كوچك تشكيل شده است كه بزرگترين آنها به طول صد و نود سانتى متر و عرض پنجاه سانتيمتر و ارتفاع بيست و هشت سانتيمتر است و كوچكترين سنگهاى كعبه حدود پنجاه سانتيمتر طول و چهل سانتيمتر عرض دارد».