54
كعبه پس از دوران قصّى
ابوالوليد ازرقى از مهدى بن ابوالمهدى، از عبداللّٰه بن معاذ صنعانى از معمر، از زهرى نقل مىكند كه گفت:
«هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سن بلوغ رسيد، زنى از قريش با عود سوزى كنار كعبه آمد. شرارهاى از عود در جامۀ كعبه گرفت و آن رابه آتش كشانيد».
قولى ديگر در اين باره گفته است كه:
«چون سيلى در مكه آمد، كعبه را ويران نمود 1».
دراين هنگام قريش به فكر ويران كردن كعبه افتادند ولى از خراب كردن آن بيم داشتند. وليد بن مغيره به آنان گفت: آيا با ويران كردن خانۀ كعبه قصد اصلاح داريد يا قصد تباهى؟ گفتند: حتماً قصد اصلاح داريم.
وليد گفت: خداوند كسانى را كه قصد اصلاح دارند نابود نمىكند. پرسيدند: چه كسى بالاى خانه مىرود تا آن را ويران كند؟ وليدبن مغيره گفت: من بالا روم و آن را ويران كنم.
وليد روى ديوار رفت و با خود تبر برد و عرضه داشت پروردگارا! ما قصدى جز اصلاح نداريم و تخريب را آغاز كرد. قريش وقتى خرابى را ديدند و عذابى