77دارد. اما آنچه درست است اين است اينكه محل اصلى دفن على بن جعفر همان منطقۀ عريض در مدينۀ منوره است. فرزندان وى نيز بعدها به نام عريضيون شناخته مىشدهاند.
اصل صاختمانى كه بر روى مقبرۀ على بن جعفر ساخته شده قديمى و از دورۀ عثمانى است؛ آنچنان كه گفته شد اين اواخل مكتبخانه بوده و درون آن لولهكشى و امثال آن، اما فعلاً متروك. محل آن در شارع مطار دست راست خيابان، در يك خيابان فرعى در درون نخلستانها است و انتهاى آن سنگهاى حره و كوهكى كه از بالاى آن شهر مدينه تا حدودى مشخص بود، در آنجا براى دوستان توضيح دادم كه سنگلاخهايى كه به نام حره شناخته مىشود و حصارى طبيعى در اطراف مدينه بوده، از نوع همين سنگها تقريباً در سه سوى مدينه سبب شد كه مشركان در جنگ احد و احزاب تنها از ناحيۀ شمالى به مدينه حمله كنند و مسلمانان در احزاب تنها مجبور بودند كه يك سوى مدينه كه همان سمت شمالى بود خندق بكنند.
مسجد فضيخ
بعد به سراغ مسجد فضيخ رفتيم. در كتاب «با كاروان عشق» اشاره كردهايم كه به مسجد بىتوجهى شده، اما امسال آن را رنگ زده، موكتى انداخته و ديدار كنندگان نيز مرتب رفت و شد داشتند. پيرمردى با چند بچه خرد، دم در نشسته بود، نجرانىهاى زائر مسجد به هر يك پنج ريال دادند. نماز گزارديم و رفتيم. مسجد در نيمروز باز بود و اين نشان آنكه از مساجدى نيست كه تنها وقت نماز باز باشد. محلۀ مزبور از محلات شيعهنشين است كه البته سنيانى نيز در آن زندگى مىكنند اما وجود حصير در مسجد براى خواندن نماز و طبعاً استفاده از آن به جاى مهر نشان بستگى مسجد به شيعيان است. گاه اين مسجد را به عنوان مسجد ردشمس نيز مىشناسد گرچه جاى ديگرى را به عنوان مسجد ردّشمس نشان مىدهند.
مشربۀ امابراهيم
بعد به مشربۀ امابراهيم رفتيم كه همچون مسجد فضيخ در شارع على بن ابيطالب، دو