463كه از دنيا رفتهاند و هيچ كس را ندارند. براى آنها طلب مغفرت كن و اين نزد خدا خيلى خوب است.
توصيه شما به حجاج ايرانى چيست؟
مىبينم بعضىها كه مشرف مىشوند، يا تغيير نمىكنند و يا بدتر مىشوند. يكى از اين افراد، پدرم را براى صرف شام دعوت كرده بود. شب قبل از مهمانى، پدرم خواب مىبيند كه شخصى شكم عدهاى را پاره مىكند. جگرهاى آن را درمىآورد و خونشان را توى تشت مىريزد و با دست شروع به خوردن خونها مىكند.
فرمودند: من از خواب بيدار شدم و گفتم خدايا! اين چه خوابى است؟ چه معنى دارد؟ مهمانى فردا را لغو مىكند و براى شخص پيغام مىدهد كه مشكلى برايش پيش آمده، فردا نمىآيد. ابوى به فردى بهنام حاج عباس مىگويند: برو و ببين اين مرد كارش چيست؟ بعد فهميدند اين مرد به مردم پول نزول مىداده و مىخواسته از حضور ابوى ما در منزلش سوء استفاده كند. الحمد للّٰهخداوند نگذاشت ما به چنين جايى برويم؛ به ايشان خيلى چيزها الهام مىشد.
چند روزى بعد از رحلت ابوى، ما به بازديد آقايان رفتيم، از جمله آقاى بهجت. از ايشان پرسيدم: حاجآقا، خاطرهاى از ابوى ما داريد؟
ايشان فرمود:
بعد از فوت ايشان يكى از اولياءاللّٰه - كه بعداً فهميدم خود ايشان بودند و نخواستند بگويند - از حضرت حجت خواسته بود كه نظرشان را دربارۀ آيةاللّٰه مرعشى و آيةاللّٰه بروجردى بداند. آن شخص خواب ديده بود كه حضرت پشت پرده هستند و ديده نمىشوند و از چند نفر صحبت مىكردند. وقتى به ابوى شما رسيدند، فرمودند: از ما هستند. دوباره ايشان پرسيده بودند: آقا مىشود مطلب را بازتر كنيد؟ دوباره حضرت فرمودند: گفتم ايشان از ما هستند.
بعد رو كرد به ما و گفت: «هنيئاً بر شما كه چنين پدرى داشتيد، هنيئاً بر شما. اين چيزى نيست كه به همهكس بدهند و بگويند از ماست. ولى خوب، قدر ايشان را در زمان