457آنان خداحافظى كنم، اما عربستان سعودى به من ويزا نداد، ولى با سفارش كويت به من ويزاى پانزده روزه دادند. من گفتم: هركس به من ويزا ندهد گناهكار است، و آنان ويزاى پانزدهروزۀ مرا تبديل به ويزاى دوماهه كردند.
چند روز پيادهروى داشتى؟
حركتم از يكم سپتامبر آغاز شد و يكصد و پنج روز در راه بودم.
در اين مدت چهطور با خانواده ارتباط برقرار كردى؟
در ايران از طريق بنياد شهيد هر شهر، در كويت هم از طريق وزارت دينى؛ در اينجا هم توسط وزارت كشورمان ارتباط داشتهام.
از اينكه پياده آمدى پشيمان نيستى؟
نهتنها پشيمان نيستم، بلكه مىخواهم با پاى پياده هم بازگردم.
چند كيلومتر پيادهروى كردى؟
درمجموع 4200 كيلومتر. شبها هم حركت مىكردم!
در كجا ترسيدى؟
در هيچجا. فاصلۀ شهرها و روستاها در ايران نزديك يكديگر است. مشكلى نداشتم. در بسيارى از جاها مرا به ميهمانى مىبردند و در برخى جاها در مسجد استراحت مىكردم. ولى در نزديكىهاى خوزستان، كوهستانى بود كه احساس كردم در دو جا چيزى شبيه گرگ مىخواهد به من حمله كند.
پس از اين همه پيادهروى در نگاه اول به كعبه از خدا چه خواستى؟
اتحاد مسلمين را از خدا خواستم و براى مسلمانان دعا كردم. از خدا خواستم كشورهاى فلسطين، قرهباغ و بوسنى هرزگوين با ظهور امام زمان(عج) به هم برسند و آزاد شوند.
و نكتۀ پايانى؟
از بنياد شهيد جمهورى اسلامى متشكرم كه به من خيلى كمك كردند؛ چرا كه سفر با پاى پياده خيلى مشكل است.
* * *