448
بعد از آن؟
بهعنوان مسؤول مسكن در عربستان، سالها اين مسئوليت را به عهده داشتم.
امكانات آن روز؟
امكانات بسيار محدود بود و پيشبينى اين همه جمعيت نشده بود. چادرها توى هم بود، اصلاً همزمان با ورود حجاج به منىٰ چادرها، از عرفات جمع و در منىٰ نصب مىكردند. امكانات، آب و غذا به اين شكل نبود.
آتشسوزى منىٰ در چه سالى رخ داد و علتش چه بود؟
سال 54 بود. اين همه جمعيت آمده بود، ولى بدون امكانات پيشگيرى از حوادث.
با اين همه كار طبخ و آشپزى هم در منىٰ صورت مىگرفت و آوردن وسايل مثل ديگ و گاز خطرناك بود و اين هم موجب آتشسوزى و مرگ تعدادى از زائران خارجى شد.
خاطرهاى از آن صحنه؟
روى يكى از تپهها، حدود بيست و چند بچه ديدم كه اكثراً سياه بودند. ديدم تمام دستهايشان را به دعا برداشته بودند و فقط يك ذكر داشتند و آن: «ربى يا اللّٰه»؛ و آن را تكرار مىكردند. بچههاى 6 - 7 ساله كه پدر و مادرشان را گم كرده بودند و صحنۀ آتشسوزى را مىديدند. عجيب اين بود كه آنها در اين سن چنين دعايى را مىكردند.
ديگر اينكه من توى كوهها دنبال زائرانم مىگشتم و اصلاً متوجه تشنگىام نبودم.
هوا گرم بود، كسى از پشت شانهام را گرفت، متوجه شدم كاسۀ آبى در دست دارد. آب را گرفتم، آشاميدم و تشكر كردم، بعد به خود آمدم.
و خاطرۀ سوم اين كه در حج مسئوليت مسكن، مسئوليت سخت و مشكلى بود؛ بهخاطر اينكه ما در جنگ بوديم. در تهران بودم و از دفتر آقاى كروبى كه سرپرست حجاج ايرانى بود، زنگ زدند و مرا خواستند. ايشان گفت: براى بودجۀ حج، 130 ميليون دلار ارز لازم است كه 100 ميليون دلار را، آقاى ميرحسين موسوى نخستوزير تأمين كرده و 30 ميليون دلار كسرى داريم. جمعيت حجاج ما در آن وقت 150 هزار نفر بود.
مىخواستند، تعداد 30 هزار نفر را كم كنند. پيش امام رفتيم و امام گفتند: برويد مشورت